مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1093
طب اكبرى ( فارسى )
و اگر حرارت قوى باشد ، لعاب اسبغول و لعاب بهدانه و قند و روغن بادام بدهند و بادام كوفته در دهان داشتن ، سود دارد . و اين لعوق مفيد است : صفت : مغز تخم كدوى شيرين ، دو جزء ؛ مغز بادام سپيد كرده ، يك جزو ؛ قند ، سه جزو و كتيرا ، يك جزو ، كوفته و بيخته و به لعاب اسبغول يا به لعاب بهدانه بسرشند و بليسانند . و اگر طبع نرم باشد ، بگيرند صمغ عربى و مغز بادام بريان كرده و مغز تخم خيارين بريان كرده و نشاسته بريان كرده و به لعاب اسبغول بريان كرده بسرشند و لعوق سازند . محافظت مفاصل آن است كه صندل و شياف ماميثا و گل ارمنى و گل سرخ خشك و اندكى كافور به گلاب بسايند و اندكى سركه برو چكانند و بر بندگان [ يعنى مفصلها ] طلاء نمايند . و اگر بر بندگاه خراجى بزرگ پديد آيد ، زود بشكافند تا ريم او برآيد بعده [ يعنى پس از آن ] تدابير اندمال جراحت نمايند . محافظت امعا آن است كه شراب مورد و قرص طباشير و رب بهى مىداده باشند هر وقت ؛ خاصه چون آبله اندر انحطاط افتد ؛ زيرا كه چون آبله از ظاهر تن رو به كمى نهد ، گاه باشد كه بقيهء ماده به امعا ريزد پس در اين وقت رعايت آنها ضرورى باشد . [ 1424 ] فايده : اندر طعام و شراب خداوند آبله و حصبه : بايد دانست كه سبب آبله ، حرارت غريبى است كه اندر خون رطوبتناك اثر كند و آن را بجوشاند ؛ پس بهترين اطعمه و اشربه در وى چيزى باشد كه با سردى ميل به خشكى دارد چون پوست جو يا پوست عدس به آب انار ترش يا به آب غوره يا به آب ريواج آميخته . اگر طبع خشك بود و در سينه و حلق درشتى باشد و حرارت سخت عظيم نبود ، پوست جو يا جلّاب دهند و اشربهء ترش منع نمايند . اگر طبع نرم بود و حرارت عظيم و سينه و حلق درشت نباشد ، پوست را ديگرباره بريان نمايند و با قرص طباشير قابض دهند . و اگر صمغ عربى و طباشير [ را با ] قدرى نبات آميخته بخورانند روا باشد . و آنجا كه نرمى طبع مفرط بود ، كشكاب از كشك بريان كرده و انار دانه و تخم خشخاش كه هر سه برابر باشد مرتب سازند . و آنجا كه حلق درشت بود و خواب نيايد ، از كشك بريان و تخم خشخاش كشكاب پزند و انار دانه آميزند . و ديگر صنايع به حسب وقايه [ يعنى برحسب هر نوع بيمارى ] موقوف بر راى طبيب حاذق است . از آنكه مادهء حصبه كمتر و تباهتر باشد و سبب او بسيارى صفراى سوخته بود كه